X
تبلیغات
زیبا
عهد ساسانیان یكی از درخشان‌ترین دوره‌های موسیقی و سازایرانی است. پادشاهان ساسانی برای موسیقی و موسیقیدان جایگاهی والا قائل بودند و به موسیقی و ساز ایرانی علاقه‌ایی وافر داشتند، به‌گونه‌ای كه حتی به هنگام شكار نیز از لذت شنیدن موسیقی خود را محروم نمی‌كردند و همواره گروهی خنیاگر و رامشگر را با خود همراه می‌بردند. از همین روست كه در آثار باقی مانده از آن دوران، اغلب در كنار صحنه‌های مربوط به شكار، خنیاگران و نوازندگان را نیز می‌توان مشاهده كرد.

 علم موسیقی به علت اهمیتی كه در دوره ساسانی یافت، توانست به حد اعلای خود برسد، به گونه‌ای كه كشیشان و روحانیان بزرگ مسیحی از امپراتوری رم شرقی برای فراگرفتن آهنگ‌های موسیقی و ساز ایرانی به پایتخت ایران می‌آمدند. پیشرفت این علم به آنچنان درجه‌ای رسید كه دوره ساسانی را به عصر طلایی موسیقی ایران بدل نمود. در این زمان ایرانیان نه تنها موسیقی را با نت ثبت می‌كردند، بلكه برای آوانویسی نیز الفبایی داشتند كه آن را ویسب دبیره می‌نامیدند. با این الفبا می‌توانستد هر نغمه و آوایی را در ارتباط با انسان، ساز و حتی طبیعت از غریو تندر، شرشر آبشار، خش‌خش شاخسار درختان تا صدای جانوران را نگاشته و نمایش دهند.

محمد پور اسحاق، معروف به ابن‌الندیم‌الوراق، كه در سال ‌٣٧٨ هـ.ق برابر ‌١٠١٢م. در گذشته است، شمار‌ نقش‌های این الفبا را تا ‌٣٦٠ نشانه عنوان كرده است.

قبل از این خط، اختراع نوع دیگری از الفبا را به زرتشت منسوب می‌كنند كه كش ‌دبیره نام داشته و با آن می‌توانسته‌اند زبان ملت‌های دیگر، صدای جانوران، نوای مرغان و آوازها را بنگارند

...تعداد حروف این الفبا را یك صد و شصت می‌دانند كه هر حرف و صدا نشانه جداگانه‌ای داشته است. ابوتراب رازانی در كتاب موسیقی در دوره ساسانیان می‌نویسد:” ... ژان ژاك روسو فیلسوف فرانسوی نمونه كاملی از موسیقی با نت ایرانی را از سیاحتنامه شاردن جهانگرد فرانسوی گرفته ودر آثار خود نقل كرده است“.




+ نوشته شده توسط زیبا در سه شنبه نهم فروردین 1390 و ساعت 21:1 |

نان و ماه - ماه رمضان

لینک دانلود

لینک دانلود


+ نوشته شده توسط زیبا در دوشنبه هفدهم تیر 1392 و ساعت 16:45 |

فرهنگ شناسان معتقدند كه بارزترین نشانه های قومیت  و بهترین ابزار شناسایی خصایص یك ملّت، فرهنگ بومی آنهاست. فرهنگ بومی به مثابة جلوه گاهی ارجمند و والا آینه وار منعكس كنندة موجودیت و ارزش های هر قوم می باشد. مردمان ساده و پر تلاش در میان كوه ها و دشت ها زندگی می كنند و بدون واسطه با طبیعت و مظاهر آن مأنوسند. این مردم از تمامی تجلیات زندگی در پیرامون خود تأثیر می پذیرند و متناسب با درك و اندیشة خود نسبت به آنها بازتاب های صادقانه و بی ریا دارند. خوشی ها و ناملایمات مردم عادی برگرفته از طبیعت پیرامونشان است. هیجانات شادمانه و افسردگی های انزوا گرایانه حاصل شرایط زندگی و بازتاب تأثیر محیط آنهاست و اعتقادات، روحیات و باورهای مردم ساكن در كوه ها و دشت ها به روشنی در رفتار، گفتار، عادات، سنن و خصوصاً هنرهای آنها متجلی می شود. صنایع دستی، ابزار كار، آداب، قصه ها و شعرها و آوازها، به روشنی رازهای درونی و خصایص عاطفی این مردم را بیان می كند. در میان تمام عناصر فرهنگی، موسیقی بومی كه معمولاً تلفیقی از شعر و نغمه گری است، بازگو كنندة باورها و نشان دهندة ارزش ها به شمار می آید.

موسیقی فولكلور FOLK MUSIC یا موسیقی عامیانه
    موسیقی سنتی در یك قوم كه با آواز و رقص توأم باشد، فولكلور میوزیك با موسیقی فولكلور گویند. فرهنگ توده ای مردم یك اجتماع هر گاه به صورت سنت در آمده باشد در قالب هنرهای مختلف قابل ارائه می باشد در موسیقی مفهومی نزدیك با آهنگ های عامیانه یا موسیقی محلی) دارد. موسیقی عامیانه كه به تعبیری همان موسیقی محلی با موسیقی فولكلوریك می باشد از گذشته تا حال در تمام جوامع بشری وجود داشته است، موسیقی محلی جزء ابتدایی ترین و قدیمی ترین اشكال موسیقی در بین تمام اقوام و ملل دنیا می باشد. موسیقی عامیانه خالق آفریننده مشخصی ندارد و تمام افراد یك جامعه در شكل گیری و نقل و روایت آن به گونه ای سهم دارند یعنی از لحاظ فرم و محتوا مشخصة واحد و روشنی ندارد و سینه به سینه از نسلی به نسلی و از قومی به قومی دیگر انتقال پیدا می كند. از این رو دائما  درحال تغییر و تحول است.
موسیقی محلی
   این موسیقی شامل آهنگ ها و ترانه های مردم روستایی و دور از شهر است كه دست علم و هنر شهری به آن نرسیده است. نغمات موسیقی محلی چون ساده و طبیعی است بسیار مؤثر و دلنشین می باشد. این نوع موسیقی در اكثر كشورها اهمیت فوق العاده دارد و آهنگ سازان از نواهای آن استفاده های بسیاری كرده اند. مجموعه قطعات موسیقی آمیخته به سنت های فرهنگی یك جامعة كوچك (روستا یا كوهستانی) را موسیقی محلی آن جامعه نیز گویند. این قطعات غالباً مصنف مشخصی ندارد و یا اینكه اغلب آهنگ سازان آنها ناشناخته مانده اند. زیرا اولاً چنین مصنفی اساساً در آن جامعه موسیقی دان حرفه ای با تحصیل كرده نبوده و ثانیاً به این دلیل كه برای مردم آن خطه عادات و سنن و حفظ آن مهمتر از شخص مصنف سنت گذار است. تمام پژوهشگران موسیقی در ارائه تعریف واحد و مشخصی برای موسیقی محلی اتفاق نظر ندارند. برخی موسیقی محلی را معادل موسیقی عامیانه موسیقی فولكوریك، موسیقی بومی، مردمی و موسیقی توده دانسته اند. موسیقی های بومی عموماً حاوی نغمه های دلپذیر و شورانگیزی هستند كه كلماتی ساده و مفاهیم پذیرفتنی آنها را همراهی می كنند. مضامین اشعار در نغمه های بومی ایران حماسی، اعتقادی، اجتماعی، توصیفی و ... بوده و احساسات و ارزش های اخلاقی و انسانی را تبلیغ می كنند.

موسیقی در لرستان رنگ و حالت ویژه ای دارد كه با شنیدن یك نغمه موسیقی لری خاستكاه آن در ذهن شنونده تداعی می شود. مردم لرستان هم مانند اهالی اكثر نقاط ایران دارای دو نوع موسیقی هستند:
1- موسیقی با متر آزاد  
 2- موسیقی با متر معیّن
موسیقی با متر آزاد
   موسیقی لرستان با متر آزاد شامل مقام هایی است كه كمابیش همانند آواز سنتی به اجرا در می آید. از عمده ترین مقام های معمول در لرستان چند نمونه را می توان ذكر كرد:
  سواربازی: اسب و سوار كاری در بین عشایر اهمیت ویژه ای دارد. سواركار ماهر در توفیق مأموریت های ایل نقش عمده ای دارد. بنابراین خواندن اشعار و آواهایی دربارة سواركار و اهمیت دادن به توانایی های او در قالب مقام هایی بازگو می شود كه « سواركار» یكی از آنهاست. مقام سواركار بیشتر حالت های چهارگاه را به یاد می آورد.
   نظامی خوانی (مقام خسرو وشیرین): مردم لرستان به داستان های باستانی ایران اهمیت فراوانی می دهند. در گذشته این داستان ها در بین مردم لربیش از امروز متداول بود و بیان می شد. « خسرو و شیرین» از مقام هایی است كه مردم از همراه با شعرهای مختلف می خوانند. این مقام به صورت گوشه ای مستقل در ردیف موسیقی سنتی ایران جای گرفته است.
   شاهنامه خوانی: از مقام هایی است كه در بین مردم لرستان و لرهای بختیاری معمول است. توجه به مسائل ملی و میهنی كه عالی ترین تجلیات آن را در شاهنامه، فردوسی سراغ داریم، در بین مردم لرستان وجود دارد. بازگو كردن داستان های شاهنامه به صورت نقل و خواندن بخش هایی از حوادث در قالب مقام های شورانگیزاز معمول ترین مقام خوانی در بین مردم لر به حساب می آید.
  هُوره: نوعی مقام خوانی با متر آزاد است.این شیوة مقام خوانی در كردستان نیز معمول است و چون اغلب به بیان ارزش های اعتقادی و باورهای عمده ی مردم می پردازد، احتمال ارتباط آن با آوای مذهبی (هورایی) قابل مطالعه می باشد. در هوره اشعار و واژه ها بدون قید وزن معیّن و با الحانی كشیده و به منظور تمركز ذهن شنونده اجرا می شوند. انواع هورة لری و لكی ( از طوایف لر هستند) را در مقام هایی مانند کوه چر(صدای كوتاه)، سوارچر (آوای سواركار) و « مویه» می توان شنید.
   مقام های مذهبی: آواهایی هستند كه همراه با مراسم عزاداری از دست دادن عزیزی خوانده می شوند. مقام هایی مانند « سحری»، « چَمریونه» و « پاكُتلی» از معروف ترین مقام های معمول در بین مردم لرستان می باشند.
موسیقی با متر معیّن
در لرستان موسیقی با متر معیّن در دو بخش موسیقی سازی و آوازی ظاهر می شود.در موسیقی سازی لرستان، نغمه هایی متداول است كه درهمراهی با رقص و پایكوبی به كار می روند. گاه نیز نوازندگان نغمه هایی را كه شنیده اند با شیوه های موسیقی بومی اجرا و عرضه می كنند و به آن رنگ و حالت لری می بخشند. از معروف ترین آهنگ های لری در همراهی با حركات رقص می توان « سه پای»، « دو پا»، « لرزانه» و « سواركاری» را نام برد.
 نوع دیگری از موسیقی لری كه با متر معیّن اجرا می شود، ترانه هایی است كه رنگ عمومی ملودی های آنها كمابیش به همدیگر شباهت قابل ملاحظه ای دارند. اشعار ترانه های لری با زندگی واقعی مردم آن سامان ارتباط مستقیمی دارد. واژه های جنگ، دشمن، تفنگ، فشنگ، مهر مادر و هر آنچه كه ارزش های قومی را والاتر می سازند. در ترانه های لری شاخص بوده و نشان از وضعیت اجتماعی این مردم در گذشته ها دارد. ترانه های لری در عین حركت و جنبش داری غمی عمیق و حالتی شكوه آمیز است كه درملودی های آن متجلی می شود.
 نكته ای كه لازم به یادآوری است آن است كه موسیقی های لری، لكی و بختیاری را می توانیم از گروه معیّن موسیقی لری به حساب آوریم كه با شباهت های كمابیش نزدیك، به گونه ای یكسان در مناطق زاگرس به حیات خویش ادامه می دهند. باید توجه داشت كه بختیاری هابیش از لرهای لرستان ولك ها موسیقی خود را از تأثیر پذیری حفظ كرده اند.
سازهای لرستان
   كمانچه: اصلی ترین و معمول ترین ساز لرستان كمانچه است. كمانچة لری بر عكس كمانچة آذربایجان حجمی كوچك دارد. كاسة كمانچة لری، كوچك و معمولاً پشت آن باز است. برخلاف كمانچه های سنتی كه چهار سیم دارند، بر روی كمانچة لری سه سیم بسته می شود. در بین مردم لرستان كمانچه سازی كاملاً شناخته شده است و نوازندگان این ساز در این سامان بسیار توانایند.
   دو زلّه: دوزله، یا دونای كه دركردستان نیز معمول است، در لرستان نیز وجود دارد. اغلب عشایر و روستانشینان از دوزله یا دونای در اجرای نغمات خود بهره می گیرند.
 تُمبك: تمبك، از شناخته شده ترین سازهای ضربی در همراهی ملودی های لری است. تمبك دراغلب نقاط لرستان كاربرد دارد به گونه ای كه تمبك با سایر سازهای لری مانند اعضای جدایی ناپذیرند.
 دایره: دایره، از سازهای ضربی معمول در لرستان است. این ساز هم به تنهایی و هم در هم آوایی با ساز و خصوصاً در اجرای ملودی های رقص به كار می رود.
نی: از سازهایی است كه به اشكال و اندازه های مختلف در نواحی لرستان ساخته و نواخته می شود.
دهل و سرنا: دهل و سرنا، از سازهای بسیار متداول در بین عشایر و روستاییان لرستان است. دهل و سرنا در اجرای رقص های بومی نقش مؤثری دارند، ضمن آن كه به عنوان سازهای خبر دهنده از دیربازدراین منطقه از سرزمین ما به كار می رفته اند. دهل و سرنا در لرستان در مراسم عزاداری نیز به كار می رود.
در بیان غم های عمومی مانند عزاداری امام حسین (ع) و در همراهی دسته های عزاداری دهل و سرنا را به كار می برند. از طرفی هر گاه جوانی ناكام از دست برود، دهل و سرنا، به عنوان شناخته شده ترین سازهای لری در بیان غم ها و بازگو كردن آلام غمزدگان نقش دارد. آهنگ های سحری « چمری» و « پاكتلی» لری از معروف ترین نواهای موسیقی لرستان هستند كه با دهل و سرنا اجرا می شوند در میان مردم لر، نوازندگان، توانمندی در اجرای دهل و سرنا وجود دارند كه از معروف ترین آنها مرحوم محمد مرادی معروف به« شاه میرزا» را می توان نام برد. نوارهای باقی مانده از این نوازنده نشانة تبحر و توانمندی فوق العادة او رادرنواختن سرناست.

+ نوشته شده توسط زیبا در دوشنبه پانزدهم فروردین 1390 و ساعت 11:30 |

+ نوشته شده توسط زیبا در یکشنبه چهاردهم فروردین 1390 و ساعت 1:34 |

ترانه ای از زنده یاد ناصر عبداللهی

+ نوشته شده توسط زیبا در دوشنبه هشتم فروردین 1390 و ساعت 6:32 |




+ نوشته شده توسط زیبا در دوشنبه هشتم فروردین 1390 و ساعت 6:28 |

نشکن دلمو - محسن چاوشی

+ نوشته شده توسط زیبا در دوشنبه هشتم فروردین 1390 و ساعت 6:22 |

+ نوشته شده توسط زیبا در شنبه ششم فروردین 1390 و ساعت 5:54 |
با استفاده از شبیه سازی گرافیکی و صدای بازیگران مشهور سینمای ایران.


+ نوشته شده توسط زیبا در چهارشنبه سوم فروردین 1390 و ساعت 5:50 |

+ نوشته شده توسط زیبا در سه شنبه دوم فروردین 1390 و ساعت 0:15 |
عیدانه ای برای شما.


+ نوشته شده توسط زیبا در یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389 و ساعت 22:50 |

+ نوشته شده توسط زیبا در شنبه بیست و هشتم اسفند 1389 و ساعت 1:41 |

ای صنم(استاد شجریان)


بردی از یادم(زنده یاد پوران)


بارون بارونه (زنده یاد ویگن)


+ نوشته شده توسط زیبا در دوشنبه بیست و هفتم دی 1389 و ساعت 23:0 |
محبوب من...

صفا همون جاست که تو باشی و من

شورش عقل است به صحرای تن

محبوب من...

عشق به من گفت که دلدار باش

جنس حراج سر بازار باش

آه بکش ناله و فریاد کن

دربدر روی خریدار باش

شعر: محمد صالح علا

جدید ترین همکاری محمد صالح علا با محمد حشمتی(خواننده ترانه اذان می گویند) آهنگی است عرفانی و 

عاشقانه به نام "محبوب من" که آن را در این پست قرار داده ام. توصیه می کنم دانلود کنید و لذت ببرید و الا 

از دستتان می رود.


محبوب من(دانلود کنید)

+ نوشته شده توسط زیبا در یکشنبه بیست و ششم دی 1389 و ساعت 0:56 |
  Go to fullsize image

کوچه سار شب(استاد شجریان)

تصور کن(سیاوش قمیشی)

شب مرد تنها(ابی)

رنگ بارون(ستار)

اذان می گویند(محمد حشمتی)

Go to fullsize image

شانه هایت(هایده)

هنوزم یار تنهایم(معین)

محال(شادمهر عقیلی)

به من چه (بیژن مرتضوی)

اشک من هویدا شد(مرضیه)

بر گیسویت ای جان(پوران و ویگن)

Go to fullsize image

دلم گرفت ای هم نفس(حامی)

کعبه دل ها(الهه)

ماهیگیر(مازیار)

 

+ نوشته شده توسط زیبا در چهارشنبه یکم دی 1389 و ساعت 7:9 |

حسین علیزاده آهنگساز نامی کشور مان در یک نشست یک ساعته در برابر دور ببین  رادیو صدای آمریکا به نقش صدای زن در موسیقی ایرانی پرداخت و گفت نمی توانم به عنوان یک موسیقیدان از صدای زن صرف نظر کنم، چنانکه یک نقاش هم قادر نیست یکی از رنگ های شناخته شده را کنار بگذارد و نقاشی کند.

تمام نظام های حکومتی در جهان برای خود خطوط قرمزی دارند که عبور از آنها برابر با مجازات های شدید و بدون ملاحظه است. غالب مردم  دنیا نیز با این خطوط قرمز آشنایند و معمولاً بدون اکراه آنها را می پذیرند. اما در نظام جمهوری اسلامی ایران، علاوه بر خطوط قرمز شناخته شده نظیر تجزیه طلبی، ایجاد شورش و ناامنی، جاسوسی برای بیگانگان، توهین به ادیان و تفرقه افکنی قومی، خطوط قرمز دیگری هم وجود دارد که برای اکثریت مردم قابل فهم نیست. گر چه به مصلحت یا به ضرورت گردن می نهند ولی قلباً با واضعان این خطوط هم داستان نیستند.

نمایش سازهای ایرانی از صفحه تلویزیون و پخش صدای زن، دو از مورد خطوط قرمز خاص نظام جمهوری اسلامی ایران هستند که در هیچ کشور دیگری تعریف نشده اند!! بحث بر سر این موضوع البته تازگی ندارد و بسیار فرسایشی هم شده است. از بس چرا و چرا کردیم یادمان رفت بپرسیم این محدودیت ها از کی و چگونه به شکل فعلی درآمدند؟ مبنای آنها چه بوده است و آیا دلایل پیدایش آنها همچنان موجودند یا  از بین رفته اند و یا تغییر شکل داده اند؟ پرسش هایی از این دست، ذهن توده مردم و به وِیژه فرهیختگان عرصه فرهنگ و هنر را به خود مشغول کرده است که براستی چرا نمی شود ساز ایرانی را از تلویزیون نشان داد؟ یا صدای زن چه مشکلاتی برای کشور می تواند داشته باشد که اینگونه مته به خشخاش می گذارند؟

استاد حسین دهلوی که این روزها از بابت اجرای اپرای کودکانه "مانی و مانا" نا امید شده است، می گوید "اولین صدایی که کودک پس از تولد می شنود، صدای یک زن است. چرا بعداً نمی شود صدای زن را به گوش کودک رساند؟" در واقع صحبت استاد ناظر بر حضور  آن بعد عاطفی زن در جامعه می باشد، همانطور که هنگام تولد برای فرزندش چنین است. اما مخالفان خوانندگی زنان، رویکردی متفاوت به قضیه دارند. از نظر آنها صدای زن نوعی فحشاست و دیگر هیچ. اینجاست که کار سخت می شود و به اصطلاح بیخ پیدا می کند. چگونه می توان از چیزی دفاع کرد که متهم به فحشاست؟

هنرمند گرامی علی اکبر شکارچی نیز در یک برنامه رادیویی از شبکه فرهنگ صدای جمهوری اسلامی ایران موضوع عدم نمایش ساز در تلویزیون و همچنین بحث خوانندگی بانوان را از زاویه دیگری مطرح کرد.

همگان به یاد داریم که موسیقی تا سال 1367 به هر شکلی ممنوع بود و تنها پس از فتوای تاریخی بنیانگزار جمهوری اسلامی ایران اجازه یافت در قد و قواره فعلی ظاهر شود. نکته مهم در آن برداشت فقهی این بود که آیت ا... خمینی تشخیص داد بخشی از موسیقی می تواند حرام نباشد و بنابراین بدون ملاحظه، همان بخش را مجاز اعلام کرد. به عبارتی آن برداشت فقهی نشان داد در خصوص حرمت موسیقی، قطعیتی همانند سرقت و آدمکشی وجود ندارد.

تجربه تاریخی نیز نشان می دهد نگاه سیاه و سفید به برخی مسائل فرهنگی سازگار با واقعیت های زندگی نیست و محکوم به شکست می باشد. برای نمونه مردمان زاگرس نشین شامل آذری، کرد، لر، لک، بختیاری، قشقایی و بویر احمدی از صدها و هزاران سال پیش بنا به سنت فرهنگی خود در شادمانی هایشان می نوازند و پایکوبی می کنند و هیچ گاه بحث زن و مرد را نداشته اند. جالب اینکه همگی این مردمان مسلمانند و توأمان سنت های قومی و مذهبی شان را حفظ کرده اند. اما همین سنت های قومی زاگرس نشینان برای مثال از نظر مردم شهر مذهبی قم ممکن است نوعی فساد تلقی شود. چرا که برخی مذهبی ها نگاهی سیاه و سفید به موضوع دارند. از نظر ایشان بیشتر پدیده های پیرامونی یا حرامند و یا حلال. از سویی دیگر کلیت رقص و موسیقی را حرام می دانند. بنابراین در این طرز تفکر، جایی برای چانه زدن وجود ندارد. اما دیدگاه هایی که مقوله هایی مثل رقص و موسیقی و مشخصاً صدای زنان را تحت شرایطی حرامی می دانند و نه در هر شکلی، تنها روزنه ای هستند که می توان امیدوار بود نوری از آنها برتابد و سرانجام روزی روزگاری زنان پاکدامن سرزمین ایران، گلبانگ سربلندی سردهند و در عین حال کسی نگران فساد هم نباشد.

+ نوشته شده توسط زیبا در پنجشنبه سیزدهم آبان 1389 و ساعت 14:30 |

موسیقی مذهبی به طیفی گسترده و متنوعی از الحان و آوازها اطلاق می‌شود که از موقعیت و هویت تثبیت یافته و تعریف شده‌ای در میان مؤمنان هر یک از مذاهب فوق و نحل برخوردار است. این گروه از الحان غالباً در خدمت تهییج، حسن‌انگیز، تشویق و یادآوری برخی از اصول دینی مذهبی و یا بازگفت‌ روایات و ذکر سرگذشت پیامبران، امامان، اولیاء و بزرگان مذهبی قرار داشته و یا بازتاب آنی از شوق و وجد حال مؤمنان است. بر این اساس موسیقی مذهبی از نظر مضمونی حوزه وسیعی از راهکارهای شرعی و فقهی، مدح و ستایش پروردگار، باز گفت روایات و یا وقایع و رویدادهای مذهبی و نیز موضوعات حکمی پند آموز مربوط به یک مذهب را در بر دارد. الحان مذکور در اثر کثرت استعمال و کاربدر مستمر، یادآور خاطره‌ای مشخص از رویدادها، مناسک و یا مناسبت‌های مذهبی ویژه‌است.
در عین حال مجریان موسیقی مذهبی در طول تاریخ به فراخور ذوق و دانش موسیقایی خود جهت  انطباق الحان وام گرفته ملی و یا قومی و همسو سازی آنها با احساسات مؤمنان تغییراتی‌ را ایجاد نمودند. تغییرات یاد شده که به مرور زمان و با حزم و احتیاط لازم پدید آمد، غالباً  بر اساس و مبتنی بر سنت‌های معتبر موسیقایی یک قوم و یا یک ملت است. اما در هر صورت این روند در درازمدت موجب پیدایش الحانی گردید که رفته‌رفته خود را از آبشخور و منبع قدیمی و نیز جایگاه اصلی و معمول کاربرد خویش منفک و متمایز ساخته و در نتیجه، گروه نغمات و الحان موسیقی مذهبی را با ویژگی‌های خاص لحنی و البته مضامین سراسر مذهبی پدید آوردند.
موسیقی مذهبی در ایران از نظر ساختار و فرم نغمگی به‌طور کلی بر گرفته و یا ملهم از انواع موسیقی ملی (ردیفی) و یا موسیقی بومی و قومی (فولکلور) است. موسیقی دینی مذهبی ایران، مانند انواع موسیقی مذهبی دیگر ملل، بنابر کارکردها و ظرفیت‌های گوناگون خود با شکل‌های مختلفی قابل دسته‌بندی است. این دسته‌بندی‌ها می‌تواند براساس ساختار فنی الحان، شخصیت‌موسیقایی یا تعلقات ملی- بومی، ایلی- طایفه‌ای، تنوع مضامین و درون‌مایه‌ مفهومی آن، ویژگی‌های آئینی- مناسبتی و مراسمی، موفقیت‌‌ها و مناسبت‌ها مکانی و زمانی اجرا (تقویمی)، دیدگاه‌های فرقه‌ای و یا با تلفیقی از این ویژگی‌ها صورت گیرد.
در تقسیم‌بندی و تفکیک موسیقی دینی- مذهبی رایج در ایران بی‌تردید بزرگ‌ترین و مهم‌ترین کارگان چه از نظر کمی و تعداد الحان و چه به لحاظ کیفی موسیقایی، تنوع ملودیک، گوناگونی سازها و ادوات، نیز گسترده آئینی و مناسبتی به موسیقی اسلامی (اعم از شیعه و اهل سنت و فرقه‌های منتسب به آنها) مربوط است.
با این حال بررسی موسیقی دینی- مذهبی علاوه بر موسیقی اسلامی، در ابعاد محدود‌تر از طریق موسیقی زرتشتیان ایران، انواع موسیقی‌های مربوط به الحان دینی- مذهبی مسیحیان ایران (اعم از کلیساهای ارامنه تهران یا آسوری‌های غرب ایران)، موسیقی مربوط به کنیسه‌های کلیمیان ایران و نیز موسیقی دینی مندائیان یا صابئین جنوب ایران(پیروان پیامبر یحیی) (1) قابل ردیابی است.
باید متذکر شد، انواع موسیقی ادیان غیر اسلامی در ایران به تعداد معدودی از ملودی‌ها و الحان ساده و یکنواخت محدود است که عموماً  به قرائت متون دینی از جمله اوستا، انجیل، تورات و گنوز مربوط می‌باشد.
طبیعی است در تحقیقات ما برخی دیگر از آئین‌ها و مراسم و مناسک ادیان مذکور همچون دعاهای مراسم عشای ربانی مسیحیان، جشن‌های دینی زرتشتیان، دعاها و آوازها و مراسم جشن ازدواج و تدفین و تولد مندائیان و یا دعاها و ذکرهای مراسم اموات در کنیسه‌های کلیمیان بویژه منظومه‌های آشوقی و گوسن‌های ارمنی در رابطه با مصائب حضرت مسیحی و سرگذشت حواریون این پیامبر از نظر دور نمانده است. با این حال در مجموعه موسیقی دینی- مذهبی ایران، موسیقی دینی و مذهبی اقلیت‌های دینی در مقایسه با همتای اسلامی خود به خاطر محدودیت نغمات و ملودی‌‌ها، ناچیز است.

نمونه هایی از موسیقی ها و نواهای مذهبی ماه رمضان(برای دانلود):

نوای ربنا از استاد شجریان

این دهان بستی دهانی باز شد - استاد شجریان

اذان می گویند

+ نوشته شده توسط زیبا در سه شنبه دوم شهریور 1389 و ساعت 0:48 |

سلام

ببخشید اگر حال و هوای وبلاگم کمی تغییر یافته است؛چون حال هوای خودم هم قدری بارانی است.

خدایا باران عشقت را بر دل های تشنه ی ما بباران.

آمین.

در این پست ترانه ای عرفانی را از زنده یاد لیلا کسری(هدیه) برایتان مهیا نموده ام. باشد که روحش در آرامشی خدایی جاودان باشد. 

اگر این ترانه را پسندیدید به یاد این شاعره و ترانه سرای فقید  هم باشید. ضمنا لینک اجرای موسیقایی این ترانه را هم در  پایان آورده ام.

سحرا وقت دعا من به پرباری ابرم به سبکبالی باد

با خدا حرف می زنم با خدا که موج نورش توی لحظه هام میاد

اون خدایی که همه عالم از اوست

رو بلندی های ابرا می شینه

می دونم که های های گریه هامو می شنوه

می دونم که اشک هامو می بینه

صدای اذون می یاد

می پیچه تو نفس ساده ی صبح 

رو لبم نشسته آه و دل من غرق گناه

سر می ذارم روی سجاده ی صبح

اون به محراب یقینم می بره

به سراپرده ی دینم می بره

اون تسلای وجود

سِرّ هر بود و نبود

به شکوه لحظه های بهترینم می بره

اون که تاریخ بلند کبریاش

تو دلا غریزه ی ستایشه

سر به سجده ش می ذارم تا بمیرم

واسه رفتن دل من یه خواهشه

صدای اذون می یاد(دانلود کنید)




+ نوشته شده توسط زیبا در دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389 و ساعت 0:18 |

من مسلمانم 

قبله ام یک گل سرخ

جانمازم چشمه ، مهرم نور .

دشت سجاده من .

من وضو با تپش پنجره ها می گیرم

در نمازم جریان دارد ماه ، جریان دارد طیف .

سنگ از پشت نمازم پیداست :

همه ذرات نمازم متبلور شده است .

من نمازم را وقتی می خوانم

که اذانش را باد ، گفته باشد سر گلدسته سرو

من نمازم را ، پی (( تکبیرة الاحرام )) علف می خوانم

پی (( قد قامت )) موج .

*****

کعبه ام بر لب آب

کعبه ام زیر اقاقی هاست .

کعبه ام مثل نسیم ، می رود باغ به باغ ، می رود شهربه شهر

(( حجر الاسود )) من روشنی باغچه است .

"حلول ماه خدای عاشقان مبارک" 

+ نوشته شده توسط زیبا در جمعه بیست و دوم مرداد 1389 و ساعت 18:4 |
سلام

با عرض معذرت از غیبت طولانی مدتم. قدری گرفتار کار و سفر بودم...به هر صورت مرا ببخشید. در این پست میخواهم با یکی از جالب ترین و عجیب ترین هنرمندان ایرانی که از نظر من دوست داشتنی هم هست آشنایتان کنم... "محمد صالح علا"...خودتان ملاحظه فرمایید. من که تاکنون نتوانسته ام او را درست تحلیل کنم. از دیدگاه من "عارفی پر رمز و راز" است.

محمد صالح علا


محمد صالح علا...؟

آن مجری شب های جان آن شاعر شیرین زبان

تا صبح صادق می زند زلفش گره با دوستان

آن رند پیشانی بلند آن آشنای ارجمند

با مخمل آوای خود شد مونس دل هایمان

در مرغزار گفتگو بنشسته اندر روبرو

هم تاختی آید به دل هم تاختی آید به جان

بازیگر و اهل هنر آن اوستاد بی بدل

هم کارگردانی کند هم می نویسد داستان

گاهی بچرخانیم سر با او سوی برنامه ها

یک چکه با هم می چشیم از بحر عشق بی کران

وقتی که بازآییم ما در منظر چشمان او

دست ادب بر سینه اش بنشسته پیش رویمان

باشد محمد نام او صالح علا عنوان او

اعجوبه ی شعر و ادب شکرشکن شیوا بیان

کارش پریشان بازی است اندیشه اش دل بازی است

پاینده باشد تا ابد یارب به حق عاشقان

محمد صالح علا در سال 1331 در شهر اراك متولد شد.
وي فوق ديپلم سينما و تلويزيون از مدرسه هنرهاي دراماتيك رويال آكادمي لندن سال 1356 و همچنين ليسانس بازيگري و كارگرداني از دانشكده هنرهاي دراماتيك سال 1359 و فوق ليسانس زبان و ادبيات فارسي از دانشكده ادبيات دانشگاه علامه طباطبايي سال 1374 بوده است. آغاز فعاليت هنري او از سال 1347با قصه نويسي و قصه خواني در راديو و سپس نويسندگي متن برنامه ها و نمايش نامه ها بود. فعاليت سينمايي را از سال 1347 با ساخت فيلم هاي تبليغاتي و بازي در سينما را از سال 1365 با «تيغ و ابريشم» كاري از «مسعود كيميايي» آغاز كرده است.محمد صالح علا نام و چهره ای آشناست؛ مجری پرطرفدار و احساساتی شب های رادیو، کارگردان سریال ها و برنامه های متفاوت تلویزیونی، بازیگر سینما (که آخرین بار در نقشی غیرمتعارف در «شوکران» بهروز افخمی ظاهر شد) و ترانه سرای قدیمی.
ولی ترانه سرایی محمد صالح علا خود داستانی دارد از جمله ترانه های خاطره انگیز صالح علاء، باید به ترانه معروف «شازده خانوم» با صدای «ستار» اشاره کنیم. این ترانه و حاشیه هایش بود که باعث شهرت بیشتر صالح علاء (با نام حقیقی «محمد علایی») شد: «شازده خانوم قابل باشم/ باید بگم به شعر من خوش آمدی/ خوش آمدی، خوش آمدی...» انتشار این آهنگ در زمان خود سر و صدای زیادی به پا کرد و با شایعات بسیاری همراه شد؛ از جمله این که خواننده، این آهنگ را برای دختر شاه ایران خوانده و دختر «محمدرضا پهلوی» عاشق ستار است هر چند که به حقیقت نزدیک بود و دختر شاه حتی به خاطر ستار دست به خودکشی زد و پس از آن ستار این ترانه را خواند یکی دیگر از جنجال های معروف ترانه های صالح علاء را «آقا خوبه» با اجرای «گوگوش» راه انداخت؛ گفته می شد این ترانه در وصف امام خمینی گفته و خوانده شده، ولی گوگوش بلافاصله تکذیب کرده و در مصاحبه ای گفت: «محمد (صالح علاء) این شعر را از قول مادرش، برای پدرش گفته.» البته این روایت صحت نداشت و هرچند هرگز مشخص نشد واقعیت چه بوده ولی در حقیقت ترانه سرا با مشورت آهنگسازش، برای کاستن از جنجال و شایعات این قصه را ساختند. تعداد زیادی از ترانه های صالح علاء طی سال های اخیر توسط «مهرداد آسمانی» اجرا شده که معروف ترین شان «باباکرم» نوین (!) است: «اگر میل حرم دارم/ یه یار محترم دارم/ شکستم شیشهء غم رو/ خودم باباکرم دارم...» گرچه مهرداد به دلیل خواندن ترانه «چادر ننداز سرت» مورد غضب صالح علاء قرار گرفته و مدت هاست از ترانه های او بی نصیب شده، اما همیشه نسبت به او اظهار محبت کرده است و حتی در ترانه «فاصله» چهره ترانه سرا را در پایان کلیپ اش نشان می دهد: «فاصله افتاده بین من و تو/ دستامون نمی رسن به همدیگه/ اینو بغض تو نگفت/ اینو قلب من می گه...» جالب است بدانید لقب «آسمانی» را هم استاد برای مهرداد انتخاب کرده و این اسم فامیل واقعی خواننده (که از اقوام نزدیک «فرزین» خواننده مرحوم است) نیست. او برای این نام ترانه ای هم گفته که در یکی از آلبوم های اولیه مهرداد اجرا شده: «آسمونی، آسمونی...» در سال های اخیر کمتر خواننده داخلی موفق شده از استاد ترانه ای گرفته و بخواند. مثلاً «محمد حشمتی» ، ترانه «اذان می گویند» را آن هم در ابتدا برای تیتراژ برنامه مذهبی «سمت خدا» - که خود صالح علاء تهیه کننده و مجری اش بود- خواند: «عاشقان پنجره باز است، اذان می گویند/ قبله ام سوی نماز است، اذان می گویند...» وی هم اکنون اجرای برنامه ی  دو قدم مانده به صبح را در دست دارد.

گزیده ای از اشعار محمد صالح علاء

گل نیلوفر آبی پشت پلک من می خوابی؟

میشی آفتاب خصوصی واسه دلم بتابی

آروم آروم نازی نازی با دل تنگم می سازی

میبریم تا پشت ابرا سفر دور و درازی

روی کاغذای پاره می کشی نقش ستاره

نقش یک عاشق ابری که تو نقاشیت بباره

------------------------------------------------

من هنوز در به در طره اون زلف سیاتم

من هنوزم سبز سبزم ریشه دارم

یکی از پاپتی هاتم.

آقای کوچیک نواز بنده پرور

من هنوزم صله گیر چشم بارونی و اون ابر نگاتم.

منو کشتی ، منو کشتی ، منو کشتی

کشته باشی خوش به حالم

من هنوزم که هنوزه یکی از کشته هاتم

من هنوز در به در طره اون زلف سیاتم

من هنوزم سبز سبزم ریشه دارم

یکی از پاپتی هاتم

------------------------------------------------

امشب تمام عاشقان را دست به سر کن

یک امشبی با من بمان ، با من سحر کن .

بشکن سر من ، کاسه ها و کوزه ها را ،

کج کن کلاه ، دستی بزن ،مطرب خبر کن.

گل های شمعدانی همه شکل تو هستند

رنگین کمان را ، به سر زلف توبستند

تو میر عشقی عاشقان بسیار داری

پیغمبری با جان عاشق کار داری

------------------------------------------------

محبوب من آقايي کن منو به غلامي ببر

يه پول سياه بفروشمو دوباره مفتي بخر

ارزون ترين جنس حراجي ميشم

دور تو ميگردم و حاجي ميشم

عشق به من گفت که دلدار باش

جنس حراج سر بازار باش

آه بکش ناله و فریاد کن

دربدر روی خریدار باش

محبوب من...

 صفا همون جاست که تو باشی و من

شورش عقل است به صحرای تن

محبوب من...

مروه همان لحظه ی دیدار ماست

آینه بازی دم عاشق شدن

------------------------------------------------

روی ماه دستمال نمدار میکشم

نوک قاشق آسمون و می چشم

می پاشم ستاره ها رو سر رات

که بیای قدم بذاری رو چشام

شبا رو جمع میکنم تا میزنم

رنگ روغنی به فردا میزنم

همه ی  تلخی ها رو دور میریزم
 
شیرینی به
طعم دریا می زنم

واسه اومدنت برنامه هاست

همه جاده ها آب پاشی میشه

نوک هر پرنده ای شاخه گلی است

کف رودخونه هامون کاشی میشه

یه حساب تازه ای باز می کنم

شکل ماهت رو پس انداز می کنم

نازنین غزل غزل داد

توی کوچه های شمشاد

با لب ترانه فریاد

گل نرجس باغت آباد

------------------------------------------------

عاشقان پنجره باز است اذان می گویند

قبله ام سمت نماز است اذان می گویند

عاشقان هرچه بخواهید بخواهید خجالت نکشید

یار ما بنده نواز است اذان می گویند

------------------------------------------------

دوباره  شب  که  میرسد ،  پر  از  ستاره  میشوم

دوباره  واژه های خیس ،  پر از  ترانه  میشوم

دوباره  باد  میبرد ، مرا

 به  لانه ی   فرشتگان

 میان ابرهای بی کسی و لخته لخته آسمان

دوباره ماه میشوم ، دوباره باغ میشوم

مهتاب اگر نشد، نشد!

خودم چراغ میشوم...
+ نوشته شده توسط زیبا در سه شنبه نوزدهم مرداد 1389 و ساعت 16:10 |

جان مريم چشماتو واكن سري بالا كن در اومد خورشيد شد هوا سفيد وقت اون رسيد كه بريم به صحرا آي نازنين مريم...

محمد نوری (زادهٔ ۱ دی ۱۳۰۸–درگذشتهٔ ۹ مرداد ۱۳۸۹)
 زندگینامه
استاد نوری در تهران زاده شد و در جوانی آواز را نزد خانم اولین باغچه‌بان و تئوری موسیقی را نزد سیروس شهردار و فریدون فرزانه، اساتید هنرستان عالی موسیقی، فراگرفت. وی شیوهٔ آواز خود را متأثر از بافت و غنای زخمه‌ایِ اساتیدی چون حسین اصلانی، ناصر حسینی، و محمد سریر می‌داند.

دههٔ بیست، دوران آغاز نوعی تفکر در شعر و موسیقی آوازی درمیان مردم ایران، به‌ویژه نسل جوان بود که بخشی را می‌توان متأثر از نشر و پخش وسیع‌تر موسیقی علمی و آثار فولکلور کشورهای مختلف جهان ازطریق رادیو و صفحات گرامافون دانست. «محمد نوری» در همین سال‌ها - سنین نوجوانی - با خواندن اشعار نوینی که برروی نغمه‌های روز مغرب‌زمین و برخی قطعات کلاسیکِ آوازی سروده شده‌بود، کار خوانندگی را آغاز کرد. او طی سال‌های بعد، با تکیه بر تحصیلات هنرستانی و دانشگاهی خود، توانست هویت مستقلی به این اندیشه و گرایش ببخشد و با اجرای آثار اساتیدی که قبلاً ذکر آنان رفت، فضای متفکرانه‌ای به گونهٔ آوازیِ خویش دهد.

آوازهای این استاد، طی پنج دهه، درمیان سه نسل، شأن و اعتبار ویژه‌ای کسب کرده‌است. این هنرمند در حاشیهٔ سال‌های پرتلاش، با اجرای بیش از سیصد قطعهٔ آوازی، تقریر و ترجمهٔ مقالات و سرودن اشعاری از ترانه‌های ماندگار، بیش از پیش خود را در دل مردم این مرزوبوم جا داد. او اخیراً چند اجرا به نفع بیماران خاص داشت. صدای او برای نسل گذشته یادآور لحظه‌های خوب و مهربانی‌های سرشار، و برای نسل امروز، آفرینندهٔ شیرین‌ترین خاطرات است. وی ترانه‌های میهنی زیادی اجرا کرده‌است. یکی از مهمترین و معروف‌ترین ترانه‌های وی، جان مریم نام دارد که آهنگ زیبای آن از ساخته‌های خود نوری است.

نوری در کنار تحصیل در رشته ادبیات زبان انگلیسی و رشته نمایش، آواز ایرانی را نزد اسماعیل مهرتاش آموخت. بعد از آن نزد اساتید هنرستان عالی موسیقی «سیروس شهردار» و «فریدون فرزانه» و«مصطفی پورتراب» رفت و از آن‌ها تئوری موسیقی، سلفژ و نوازندگی پیانو را فراگرفت. آواز کلاسیک را نزد ئولین باغچه بان و فاخره صبا آموخته و شیوه آوازی خود را با تاثیر از استادانی چون حسین اصلانی، ناصر حسینی پیدا کرد و رفته رفته به شیوه منحصر به فرد خود دست یافت. شیوه‌ای که به سختی می‌توان آن را در زیر شاخه‌ای از شاخه‌هایی چون پاپ، کلاسیک و... گنجاند.
او پس از انقلاب اسلامی و پس از مدتی سکوت، فعالیت هنری خود را با آلبوم در شب سرد زمستانی همراه با فریبرز لاچینی و احمدرضا احمدی در سال ۱۳۶۸ از سر گرفت و این همکاری بعدها با آلبوم آوازهای سرزمین خورشید ادامه یافت.
اجرای ترانه‌های مختلف محلی آذری، گیلکی، شیرازی و... او همچون «جان مریم»، «شالیزار»، «واسونک»، «جمعه بازار» و... به لحاظ احساس و لهجه در نهایت زیبایی و استادی است.
وی به لحاظ پایبندی به اخلاقیات و پرهیز از دروغ و فریب به جایگاه والایی در بین مخاطبان و در اجتماع دست یافت. در سال ۱۳۸۵ او از سوی سازمان صدا و سیما به عنوان چهره ماندگار موسیقی انتخاب و معرفی شد.
او فارغ‏‌التحصیل از هنرستان تئاتر، زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران، و مبانی تئاتر از دانشکدهٔ علوم اجتماعی بود. این استاد، طی پنج دهه، درمیان سه نسل، شأن و اعتبار ویژه‌ای کسب کرد. این هنرمند در حاشیه سال‏های پرتلاش، با اجرای بیش از سیصد قطعه آوازی، تقریر و ترجمه مقالات و سرودن اشعاری از ترانه‌های ماندگار، بیش از پیش خود را در دل مردم این مرزوبوم جا داد. او در سال‌های آخر عمر چند اجرا به نفع بیماران خاص داشت. صدای او برای نسل گذشته یادآور لحظه‌های خوب و مهربانی‏های سرشار، و برای نسل امروز، آفریننده شیرین‏ترین خاطرات است. وی ترانه‌های میهنی زیادی اجرا کرده‌است که هر یک اوج حس وطن دوستی را در دل ایرانیان بیدار می‌کند. یکی از مهم‌ترین، زیباترین و معروف‌ترین ترانه‌های وی، جان مریم نام دارد.
سرانجام پس از سال‌ها مبارزه با بیماری سرطان مغز استخوان و وخامت وضعیت جسمانی در شامگاه ۹ مرداد ۱۳۸۹ در بیمارستان جم در تهران به دیار باقی شتافت. درگذشت او را به بازماندگان و عاشقان صدای ماندگارش تسلیت می گویم.

+ نوشته شده توسط زیبا در شنبه شانزدهم مرداد 1389 و ساعت 0:51 |

ماسانوری تاکاهاشی (به انگلیسی: Masanori Takahashi) آهنگساز و نوازنده ژاپنی در ۴ فوریه ۱۹۵۳ در شهر تویوهاشی (به انگلیسی: toyohashi) کشور ژاپن بدنیا آمد. او بعدها برای خود نام مستعار کیتارو (به انگلیسی: Kitaro) را برگزید. نوجوانی و جوانی او در خانواده‌ای به دنیا آمد که پیرو مذهب شینتو بودند. پدر و مادر او هر دو کشاورز بودند. او از کودکی متوجه می‌شود که با دهقانان اطراف خود متفاوت است و همیشه در سرش صدای موسیقی می‌شنود. پس یک گیتار می‌خرد و بدون معلم و با روش سعی و خطا ، گیتار نوازی می‌آموزد. به گفته خودش او که هرگز معلم نداشته ، آموخته‌است که تنها به گوش‌ها و احساسات خود اعتماد کند. باورش دشوار است ، ولی یکی از بزرگ ترین آهنگسازان جهان سواد موسیقی به مفهوم کلاسیکش را ندارد. او می‌گوید : من هرگز تحصیل نکرده‌ام. من نمی‌توانم نتهای موسیقی را بخوانم یا بنویسم. اما انگشتانم حرکت می‌کنند و من متعجب می‌شوم که این موسیقی از کجاست ، من آهنگ‌هایم را می‌نویسم ولی در واقع آنها متعلق به من نیستند. همین آوای درونی او را بر آن می‌دارد تا پس از پایان دبیرستان ، قید شغلی را که پدر و مادر برایش در شرکتی محلی دست و پا کرده بودند ، بزند و راهی سفر به شهرهای بزرگ ژاپن شود تا شاید بتواند در آن جا موسیقی را به حرفه خود تبدیل کند.کیتاروی جوان در ابتدا مجبور می‌شود در رستوران‌های توکیو و یوکوهاما گارسونی کند ، اما کم کم به دلیل تجربه اش در نواختن چند ساز مختلف توانست در کلوب‌های شبانه به عنوان نوازنده استخدام شود. نخستین آلبوم پس از مدتی کیبورد نوازی در کلوب‌های شبانه با ساز جادویی سینتی سایزر آشنا می‌شود و این نقطه عطفی برای او و حتی موسیقی جهان است. پس از مدتی کار با سینتی سایزر به گروه «خانواده خاور دور» می‌پیوندد و با آنان در سراسر اروپا کنسرت می‌دهد. بالاخره در سال ۱۹۷۶ حس می‌کند که آماده ساختن نخستین آلبوم خود است. «سیاحت غرب» را به پایان رسانده و برای کشف و شهود «زیارت شرقی» را آغاز می‌کند. در سال ۱۹۷۷ دو آلبوم نخستش «داستان ماه کامل» و «بهشت» را منتشر می‌کند. پس از موفقیت آلبوم‌ها و اجرای چند کنسرت ، شبکه تلویزیونی «ان اچ کی» (به انگلیسی: NHK ) برای ساخت موسیقی سریال مستند «جاده ابریشم» به سراغ او می‌آید. نمایش این مستند و انتشار آلبوم آن ، موجی از شهرت و محبوبیت بین المللی را به همراه دارد که در نهایت منجر به بردن جایزه گرمی (به انگلیسی: grammy)برای دو بار و جایزه گلدن گلوب (به انگلیسی: golden globe)و ساخت موسیقی فیلم «بهشت و زمین» برای الیور استون (به انگلیسی: oliver stone) کارگردان آمریکایی می‌شود. وی تاکنون ۳۰ آلبوم منتشر کرده که بسیاری از آنها جزو پرفروش ترین‌ها بوده‌اند. برای مثال از آلبوم «روشنی یک روح» تاکنون تنها در آمریکا حدود ۲ میلیون نسخه به فروش رفته‌است. او اکثر آثارش را در استودیو شخصی اش در یکی از کوهپایه‌های ژاپن ساخته ، نواخته و ضبط کرده‌است. جشن کوه فوجی یاما دهقانان کوهپایه‌های فوجی یاما اکنون ۲۵ سال است که در ماه آگوست هر سال در آن شبی که ماه کامل است، از شامگاه تا سپیده دم را با صدای تایکو (طبل بزرگ ژاپنی) به صبح می‌رسانند. طبق سنت ژاپنی ، تایکو نوازی نوعی ادای نذر است. تایکو نوازی ماه آگوست در معبد بودایی «ایکه گامی هونموجی» نیز ادای نذر کیتارو است. او برای شکرگذاری از مادر زمین ، سالی یک شب طی مراسمی که ژاپنی‌ها آن را جشن ماه کامل می‌نامند تا صبح بر تایکو می‌کوبد. آن قدر می‌کوبد و می‌کوبد که اغلب از دستانش خون جاری می‌شود ، اما صدای طبل هرگز تا طلوع آفتاب قطع نمی‌گردد. وی اکنون در ایالت کلرادو کشور آمریکا در مزرعه شخصی خود زندگی می‌کند.

+ نوشته شده توسط زیبا در جمعه سوم اردیبهشت 1389 و ساعت 11:17 |

آلبوم خدا چرا عاشق شدم با صدای (محمد حشمتی)منتشر شد

دانلود نمایید(بخشی از آهنگ خدا چرا عاشق شدم)

+ نوشته شده توسط زیبا در سه شنبه سی و یکم فروردین 1389 و ساعت 23:32 |

جری گلد اسمیت Jerry Goldsmith پاپیون و طالح نحس 

اگر فیلم هایی چون پاپیون، طالع نحس یا مومیایی را دیده باشید بدون شک متوجه موسیقی بسیار زیبای این فیلمها شده اید. آهنگساز این کارهای بزرگ شخصی است بنام جری گلد اسمیت که در سال 2004 در سن 75 سالگی از دنیا رفت، به گوشه هایی از زندگی هنری این موسیقیدان بزرگ توجه کنید. Jerry Goldsmith ,1929 - 2004 در سال 1929 در کالیفرنیا بدنیا آمد، از سن 6 سالگی شروع به نواختن پیانو کرد و در 14 سالگی به فراگیری دانش هارمونی، کنترپوان و آهنگسازی پرداخت. این امکان نیز برای او مهیا شد تا در سر کلاسهای درس آهنگسازی Miklos Rozsa موسیقیدان افسانه ای سینما، در دانشگاه کالیفرنیا حاضر شود و البته نشان داد که یگانه شاگرد موفق وی نیز بوده. علاقه بسیار زیادی به موسیقی ارکسترال داشت و تا مدتها آهنگساز کنسرت های بزرگ بود اما به دلیل نبودن امکان برگزاری کنسرت های متعدد و عدم ارضای روح تشنه وی که تمایل به آهنگسازی شبانه روزی داشت، تصمیم گرفت هرچه سریعتر حرفه کاری خود را عوض کند. در سال 1945 تحت تاثیر صحبت های Miklos Rozsa و Ingrid Bergman ستاره سینمای هالیوود قرار گرفت و شروع به آهنگسازی فیلم کرد. در سال 1950 کار رسمی خود را در CBS آغاز کرد، ابتدا بعنوان کارمند عادی و خیلی زود بعنوان آهنگساز برنامه های رادیویی، تا سال 1960 با CBS همکاری میکرد. پس از آن در سال 1962 نامزد دریافت جایزه اسکار برای موسیقی فیلمFreud هم شد و در سال 1963 با همکاری کمپانی Universal موسیقی فیلم Lonely Are The Brave را ساخت. پس از آن قرارداد همکاری با کمپانی 20th Century Fox را امضا کرد و شروع به ایجاد تحول در موسیقی فیلم های این کمپانی کرد. تا سال 1970 که تقریبا" بزرگترین چهره آهنگسازی سینما بود فیلم هایی چون A Patch Of Blue, Lilies Of The Field, The Sand Pebbles, The Planet Of The Apes, The Blue Max و Patton از جمله کارهای موفق وی بودند. او تشنه کار کردن بود و به همین دلیل نتوانست که به سمت سریال های تلویزیونی کشیده نشود. سریالهای تلویزیونی آشنایی چون The Waltons و Star Trek از جمله کارهای موفق او در تلویزیون بودند که در ایران نیز سالها پخش میشد. موسیقی فیلمهایی مانند پاپیون و محله چینی ها (Chinatown) که در سینماهای ایران مورد استقبال فراوان قرار گرفتند نیز از این آهنگساز بزرگ بود. او بازهم کار کرد و در دهه 80 موسیقی فیلم هایی چون اولین خون ، کاپری کورن یک ، The Final Conflict ، Runaway ، Criminal Law و ... را ساخت. در دهه 90 موسیقی فیلم های بزرگی چون Total Recall ، Basic Instinct ، Air Force One ، The Mummy، Hollow Man ، Forever Young و بسیاری کارهای دیگر از ساخته های او بود. او توانست بیشتر از هشتاد Award برای ساخته های خود بدست آورد و در سال 1976 توانست جایزه اسکار موسیقی برای فیلم The Omen که در ایران بنام طالع نحس معروف شد را نصیب خود نماید. با نگاهی گذرا به این صفحه می توانید به توانایی این هنرمند در ساخت موسیقی فیلم پی ببرید.

+ نوشته شده توسط زیبا در دوشنبه سی ام فروردین 1389 و ساعت 9:45 |

 

فرانسیس لای

نام کامل او فرانسیس آلبرت لای است. او در 26 آوریل 1932 در نیس فرانسه به دنیا آمد. هنگامی که بیست سال داشت زادگاهش را به مقصد پاریس ترک نمود. در سال 1965 با کلود للوش (فیلمساز) آشنا شد و در ساختن موسیقی فیلم  "یک مرد و یک زن" او را یاری نمود.این فیلم در 1966 منتشر شد و به موفقیت بین المللی دست یافت و جوایز متعدد اسکار را به دست آورد و برای فرانسیس لای جوان نامزدی جایزه "گلدن گلوب" را برای بهترین موسیقی ابتکاری به همراه داشت. این موفقیت اولیه فرصت های بیشتری  رابرای فعالیت در صنعت فیلمسازی فرانسه برای وی مهیا نمود. در سال 1969 او برای فیلم "سوارکار در باران" به کارگردانی "رنه کلمنته" موسیقی فیلم ساخت. فرانسیس لای  در سال 1970 جوایز  اسکار و گلدن گلوب را برای  موسیقی فیلم "قصه عشق" دریافت نمود. در آمریکا آلبوم موسیقی متن فیلم  قصه عشق  رتبه دوم را در نمودار بیلبورد آلبوم ها و موسیقی فیلم ها دریافت نمود. "در جایی که من آغاز کردم" یک  تک ترانه ریتمیک  بود که ترانه آن را کارل سیگمن سروده بود و خواننده پاپ سنتی آن زمان "اندی ویلیامز" آن را اجرا نمود. این ترانه همچنین با ارکستر کامل توسط خود فرانسیس لای و با هنرنمایی  هنری مانسینی و شرلی بیسی  با موفقیت ضبط شد. وی همچنین برای دنباله فیلم "قصه عشق" با عنوان  "قصه الیور" موسیقی فیلم ساخت. فرانسیس لای همچنین برای فیلم های عاشقانه شهوانی همچون "امانوئل2"(1975) و "Bilitis" (1977) موسیقی های موفقی ساخت. در عرصه فعایت چهل ساله حرفه ای  فرانسیس لای برای برنامه های تلویزیونی نیز موسیقی ساخته است. وی به تنهایی و یا با همکاری افراد دیگر مجموعا برای  بیش از صد فیلم موسیقی ساخته است. و شخصا آهنگسازی بیش از ششصد ترانه را بر عهده داشته است.

 جوایز

جایزه اسکار بهترین موسیقی ابتکاری  برای فیلم "قصه عشق" - ۱۹۷۰

جایزه گلدن گلوب بهترین موسیقی ابتکاری برای فیلم "قصه عشق" – 1970

جایزه سزار بهترین موسیقی  برای فیلم Itinéraire d'un enfant gâté1988

و  نامزدی جوایز متعدد موسیقی فیلم در جشنواره های مختلف جهانی.

موسیقی فیلم love story

+ نوشته شده توسط زیبا در چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388 و ساعت 12:38 |

میکلوس روژا

آنان که عقیده دارند موسیقی فیلم باید چون رؤیایی بر بستر صحنه‌ها باشد و بعد فراموش شود، به قطع و یقین میکلوس روژا را موسیقی فیلم نویس خوبی نمی‌دانند، که یکایک ملودیهای زیبای این آهنگساز، مثل اکثر آثار آهنگسازان مجاری، با یک بار شنیدن در ذهن می‌ماند

میکلوس روژا روز 18 آوریل 1907 در بوداپست مجارستان دیده به جهان گشود و هشتاد و هشت سال بعد در 27 ژوئیه 1995 در لوس‌آنجلس بر اثر کهولت درگذشت. در پنج سالگی فراگیری نواختن ویولن را آغاز کرد، ولی در نوزده سالگی بود که با ورود به کنسرواتوار لایپزیگ به تحصیل جدی موسیقی پرداخت. آهنگساز کثیرالهجرت در سال 1931 به پاریس رفت، ولی تنها چهار سال بعد به لندن کوچ کرد، و در نهایت در سال 1940 به کالیفرنیا رفت تا با همکاری الکساندر کوردا موسیقی فیلم دزد بغداد را تصنیف کند، و پس از آن همان جا ساکن شود

میکلوس روژا برای بیش از صد فیلم موسیقی نوشت، هفده بار نامزد اسکار شد، و سه بار آن را دریافت کرد، اولین بار برای بن‌هور در سال 1959. برجسته‌ترین فیلمهایی که روژا موسیقی آنها را تصنیف کرده عبارتند از سفر طلایی سندباد (1974)، دوازده مرد خبیث (1967)، سودوم و گومارا (1962)، ال‌سید (1961)، شاه شاهان (1961)، بن‌هور (1959)، ژولیوس سزار (1953)، و کجا می‌روی (1951)، و این آخری همان است که بنا بود گرگوری پک و الیزابت تیلور نقشهای اولش را داشته باشند، ولی با تغییر تهیه‌کنندگان، این رلها به رابرت تیلور و دبورا کر واگذار شد
+ نوشته شده توسط زیبا در سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388 و ساعت 10:55 |

موریکونه

انیو موریکونه

انیو موریکونه (به ایتالیایی: Ennio Morricone) (زادهٔ ۱۰ نوامبر سال ۱۹۲۸ در رم، ایتالیا) آهنگسازی است که عمده شهرتش به‌خاطر تصنیف موسیقی فیلم‌های سینمایی می‌باشد. درابتدا او قصد داشت که به ساختن موسیقی کلاسیک مدرن بپردازد اما این ایده با پیش آمدی، تغییر کرد. موریکونه برای تنظیم ترانه‌های پاپ ایتالیایی دعوت شد که در آن زمان هیچ آشنایی با آن نداشت. یکی از آثار بسیار موفق او در این زمینه ترانه (Se telefonando 1966) با اجرای مینا Mina (زاده ۱۹۴۰ - خواننده ایتالیایی) است که هنوز هم از جمله ترانه‌های بسیار محبوب ایتالیا به شمار می‌رود. او برای بیش از ۵۰۰ فیلم سینمایی و تلویزیونی آهنگ ساخته است از جمله ۳۰ فیلم وسترن که بیشتر شهرت او به این فیلمها برمیگردد. سبک متنوع او در آهنگسازی برای گونه (ژانر)‌های مختلف سینمایی برای نمونه وسترنهای اسپاگتی، خوب، بد، زشت (سرجیو لئونه ۱۹۶۶) روزی روزگاری غرب (سرجیو لئونه ۱۹۶۸) و در سالهای اخیر موسیقی بسیار استقبال شده فیلمهای مأموریت مذهبی (رولند جاف ۱۹۸۶)، تسخیرناپذیران (برایان دی‌پالما ۱۹۸۷)، سینما پارادیزو (جوزپه تورناتوره ۱۹۸۸)،‌لولیتا (آدریان لی ۱۹۹۷) نشانگر استعداد و توانایی او است. او همچنین لقب دن ساویو را نیز داراست.

موسیقی فیلم‌ها

به خاطر یک مشت دلار ۱۹۶۴

به خاطر چند دلار بیشتر ۱۹۶۵

خوب، بد، زشت ۱۹۶۶

روزی روزگاری در آمریکا ۱۹۸۴

روزی روزگاری در غرب ۱۹۸۶

سینما پارادیزو ۱۹۸۸

یک تشریفات ساده ۱۹۹۴

لولیتا ۱۹۹۷

افسانه ۱۹۰۰ ۱۹۹۸

مالنا ۲۰۰۰

تسخیر ناپذیران

نام من هیچکس

ضایعات جنگ

نمونه هایی از کارهای ایشان. دانلود کنید و لذت ببرید.

خوب بد زشت

سینما پارادیزو

به خاطر یک مشت دلار

به خاطر چند دلار بیشتر

 

 

+ نوشته شده توسط زیبا در دوشنبه دهم اسفند 1388 و ساعت 12:0 |

موریس ژار

موریس ژار

موریس ژار (۱۳ سپتامبر ۱۹۲۴-۲۹ مارس ۲۰۰۹) آهنگ‌ساز و رهبر ارکستر فرانسوی بود. او به‌عنوان یکی از آهنگسازان مشهور هالیوود شناخته می‌شود. اگرچه او برای چندین کنسرت آهنگ ساخته‌است ولی شهرت بیشتر او بخاطر موسیقی فیلم‌های موفقی چون لورنس عربستان (۱۹۶۲)، دکتر ژیواگو (۱۹۶۵)، گذری به هند (۱۹۸۴) می‌باشد، که هر سه برنده جایزه اسکار شده‌اند. یکی دیگر از آثار مشهور او موسیقی فیلم «محمد رسول الله» می‌باشد.

وی پدر ژان میشل ژار آهنگساز معروف سبک الکترونیک است. ژار در ۲۹ مارس سال ۲۰۰۹ بر اثر بیماری سرطان در لس آنجلس درگذشت.

وی بیش از صد و پنجاه موسیقی فیلم برای کارگردانان مشهوری مانند جان فرانکنهایمر، آلفرد هیچکاک، جان هیوستن، لوکینو ویسکونتی و پیتر ویر ساخت .

این آهنگساز فرانسوی در سال هزار و نهصد و پنجاه و دو نخستین موسیقی فیلم را برای جرج فرانجی برای فیلم کوتاه «هتل معلولان» ساخت.

موریس ژار در دهه شصت میلادی در آمریکا اقامت گزید؛ وی در سال دو هزار و شش و در پنجاهمین سال فعالیت خود کنسرتی را با پسر خود ژان میشل ژار در شهر مادری خود لیون فرانسه برگزار کرد و در آن مشهورترین آهنگ‌های خود را نواخت.

در پایان این پست نمونه هایی از آثار این آهنگساز فقید را برای دانلود قرار می دهم.

محمد رسول الله

بن هور

لورنس عربستان

Is_Paris_burning

+ نوشته شده توسط زیبا در شنبه هشتم اسفند 1388 و ساعت 17:32 |

یانی

یانی کریسومالیس (دریونانی: Γιάννης Χρυσομάλλης)، معروف به یانی، پیانیست و آهنگساز یونانی است.

از آنجایی که وی هیچگاه به مدرسه موسیقی نرفته بود و قادر به خواندن نت‌های موسیقی نبود، با تمرین و مطالعه، به خود نواختن پیانو را آموخت. وی در سال ۱۳۸۱ قصد سفر به ایران و اجرای برنامه در تخت جمشید داشت که بنا بر دلایلی نا معلوم ؟ این امر میسر نشد.

زندگی

یانی کریسومالیس در ۱۴ نوامبر ۱۹۵۴ (۲۳ آبان ۱۳۳۳) در شهر کالاماتا یونان به دنیا آمد و دوران کودکی و نوجوانی اش را در شهر زیبا و کوهستانی کالاماتا گذراند. در سن چهارده سالگی به رشته شنا علاقه مند شد و توانست رکوردی ملی در رشته شنا برای کشورش یونان به جا گذارد و تلاش گسترده‌ای برای رسیدن به رقابت‌های المپیک نمود.

در سال ۱۹۷۲ میلادی (۱۳۵۱ شمسی) به آمریکا برای تحصیل در رشته مورد علاقه اش، روان شناسی در مشهور ترین دانشگاه روان شناسی دنیا یعنی مینسوتا رفت. پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه در یک گروه محلی راک در مینسوتا بنام کاملئون (Chameleon) به عنوان نوازنده کیبورد آغاز به کار کرد. پس از آن کسی نمی‌داند چه اتـفاقی برای یانی افتاد اما او اکنون صاحب استودیوی شخصی است و بیش از ۲۵ میلیون نسخه از آلبوم‌های وی در دنیا به فروش رفته‌است.

او به موسیقی دانی مستقل با عقاید و تفکری منحصر به فرد تبدیل شد و به شهرت و محبوبیتی جهانی دست یافت و این در حالی بود که یانی حتی قادر به خواندن و نوشتن ساده ترین نت‌های موسیقی نیز نبود. ولی با تبحری خاص ساخته‌های خود را با روش مخصوص خود و رسم الخط ابداعی خود می‌نگارد. یانی قطعاتی کامل و زیبا دارد که کاملا ساخته خود اوست و در سبکی انحصاری اجرا شده‌است.

اکثر آلبوم‌های یانی توسط شرکتهای virgin records و یاEMI تولید، تهیه و توزیع می‌شوند. یانی موسیقی‌های زیادی برای برنامه‌های تلویزیونی و سینمایی ساخته و همچنین قطعات تبلیغاتی متعددی برای شرکت‌های تجارتی و بازرگانی خلق نموده‌است.

او اوقاتش را بیشتر در لوس آنجلس و سیاتل آمریکا می‌گذراند و اکنون شهروند آمریکا به شمار می‌رود. او مدت‌ها با خانم هنرمندی بنام لیندا ایوانز همکاری صمیمی داشت و در اوایل سال ۱۹۹۸ این ارتباط را پایان یافته اعلام کرد. این ارتباط ظاهراً یک همکاری دوستانه بوده‌است.

یانی از اوایل سال ۱۹۹۸ تا ماه آوریل ۱۹۹۹ هیچ گونه فعالیت تولیدی کنسرت و توری را برگزار نکرد و به استراحت پرداخت. اما در سال ۲۰۰۰ یکی از بی نظیر ترین آلبوم‌های خودش را ارائه داد. جالب این است که تمام تنظیمات و تبدیلات موسیقی این آلبوم شخصاً و فقط توسط خود یانی در استدیوی شخصی خودش انجام شد.

یانی تا به حال موسیقی به سبک مذهبی ارائه نکرده‌است چرا که همواره اعتقاد به خلق کارهایی جدید با تکیه به اندیشه‌های نو و جدید خود دارد. در قطعات Niki Nana و Aria موسیقی بر مبنای یک اپرای فرانسوی قدیمی متعلق به قرن نوزدهم میلادی بنام Lakme ساخته Leo Delibes می‌باشد و اشعاری که در این قطعات خوانده می‌شود اکثراً اصوات آهنگین بوده و فاقد معنای خاص می‌باشند و بر خلاف تصور، به زبان فرانسوی نمی‌باشند. به جز قسمت‌هایی محدود که به زبان انگلیسی هستند و در اشعار آلبوم ستایش ذکر شده‌اند.

یانی آهنگی تبلیغاتی را با همکاری مالکوم مکلارن ساخته‌است که سابقاً با گروه Pistols همکاری می‌کرده‌است. این آهنگ تغییر یافته یک اپرا است که با افزودن یک ترانه تکمیل شده‌است. این آهنگ که «جرات آرزو» یا Dare to Dream نام دارد برای شرکت هواپیمایی بریتیش ایرلاینز ساخته شده‌است.

یانی تمایلات مذهبی ندارد و مخالف کلیسای سنتی است. او معمولا خیلی به ندرت موسیقی گوش می‌دهد و به گفته خود او موسیقی را صرفاً از ایستگاه‌های رادیویی گوش می‌کند.

خواننده مورد علاقه او پیتر گابریل است و اعتقاد دارد که در سال‌های اخیر به جز موسیقی محمد رسول‌الله، عیسی مسیح، دکتر ژیواگو، ایندرا گاندی و چند قطعه محدود دیگر، قطعه جالب توجهی نشنیده‌است.

مادر و پدر یانی هر دو اهل یونان هستند. مادر وی فلیستا Felista پدرش سوتیری Sotiri نام دارند. یانی قطعه‌هایی را به نام مادرش ساخته‌است و علاقه خاصی به کشور خود و اماکن قدیمی دارد.

سال‌ها پیش یانی با جازیست خود چارلی آدامز Charlie Adams آشنا شد و اولین کار خود را بنام «بیرون از سکوت» یا Out Of Silence در سال ۱۹۸۷ (۱۳۶۶ شمسی) به بازار عرضه کرد.

یانی سال‌ها پیش با شهداد روحانی نیز همکاری تنگاتنگی داشت و از تجربیات او استفاده فراوان برد و با همکاری شهداد و با استفاده از دانش و تجربه او، یکی از زیباترین کنسرت‌هایش را در شهر آکروپلیس یونان و با رهبری شهداد روحانی اجرا نمود.

یانی در سال ۲۰۰۳ آلبومی متفاوت و پر تنوع به نام Ethnicity روانه بازار کرد و احاطه و قدرت خودش را در انواع مختلف موسیقی به دنیا ثابت کرد. در این آلبوم یانی با استفاده از خواننده‌های جدید و البته زیاد نسبت به کارهای قبلی اش نوعی تفاوت آشکار از لحاظ موسیقی با شعر در آهنگ‌هایش ایجاد کرده و به سبک جدید و منحصر به فرد Talk Show روی آورده‌است. به عقیده کارشناسان موسیقی و طرفداران موسیقی، یانی در سال‌های اخیر نسبت به دهه نود افت داشته هر چند این افت نامحسوس است ولی تاثیر زیادی بر روی یکه تازی یانی در عرصه موسیقی New Age داشته‌است.

البته خود یانی نام گذاری سبک New Age را بر روی آثار او از بد شانسی اش می‌داند و خودش نام Contemporary Instrumental Music (موسیقی سازی معاصر) را بیشتر می‌پسندد.

از جمله اجراهای وی می‌توان به کنسرت بزرگ آکروپولیس در ۱۹۹۴ و لاس‌وگاس در ۲۰۰۶ اشاره کرد. آخرین اجرای یانی به سال 2009 در مکزیک برمی گردد.جایی که یانه همراه با چهار خواننده برخی ار آثار مشهور و قدیمی اش از جمله در آیینه و پیشکش را اجرا کردند. ناتان پاچکو, خواننده اپرای به ایتالیایی, [[اندر توماس]] با ترانه هایی به زبان اسپانیایی و کلوئه زنی که در این اجرا به سه زبان انگلیسی و ایتالیایی و اسپانیایی یانی را همراهی میکند.در این برنامه خواننده دیگری با نام لسلی میلز هم حضور دارد.

خودزندگی‌نامه

 یانی کتابی از زندگی‌نامه‌ ی خویش به نام «یانی در واژگان» (به انگلیسی: Yanni in Words) نوشته‌است.

Yanni_for_all_seasons

Yanni_-_In_Your_Eyes

Yanni_-_If_I_Could_Tell_You

+ نوشته شده توسط زیبا در جمعه هفتم اسفند 1388 و ساعت 21:27 |

باراباس

ماریو ناسچیمبنه

ماریو ناسچیمبنه یکی از شناخته شده ترین آهنگسازان ایتالیایی  موسیقی متن فیلم در قرن بیستم است. او در طی شش دهه از فعالیتش  چندین جایزه را برای مضامین نوآورانه در سبک آهنگسازیش به دست آورد. وی در طول زندگی حرفه ای خود موسیقی متن  بیش از 150 فیلم  را ساخته است. او متولد 28 نوامبر 1913 در شهر میلان ایتالیاست. نامبرده در 6 ژانویه 2002 در شهر رم چشم از جهان فرو بست. این آهنگساز فقید تنظیم و هدایت ارکستر را تحت تعلیم "جوزپه وردی" در هنرستان موسیقی میلان فراگرفت و پس از فارغ التحصیلی، چندین قطعه ی موسیقی مجلسی و باله نوشت.

وی برای نوشتن موسیقی متن فیلم "L' amore canta" (آهنگ عشق) ، در سال 1941 توسط ماریا فردیناندو پاگیولی( کارگردان) مأموریت یافت.
موفقیت این فیلم موزیکال  درهای یک حرفه ی کاملا جدید را به روی او باز نمود به طوریکه پیش از او آهنگسازان چندانی وجود نداشتند که منحصرا بر روی ساخت موسیقی برای پرده ی نقره ای سینما متمرکز شوند. وی به ویژه برای گنجاندن ابزار غیر ارکسترال مانند زنبورک، سازدهنی و نویزهای روزمره(مثل تیک تاک ساعت، صدای زنگ دوچرخه و صدای ماشین تایپ در فیلم " رم ساعت 11" ساخته جوزپه دسانتیس در سال 1952) که با هدف تأکید بر روی برخی از صحنه های فیلم صورت پذیرفته بود مورد تقدیر قرار گرفت. پس از جنگ جهانی دوم وی مشارکت هنری خود را با برخی از کارگردانان مشهور ایتالیایی همچون "جوزپه دسانتیس" و "روبرتو روسلینی" گسترش داد. کار او در آمریکا  زمانی که وی برای ساخت موسیقی فیلم های مشهوری همچون "کنتس پابرهنه" به کارگردانی "جوزف ال مکینویچ" در سال 1954،" اسکندر کبیر" به کارگردانی "رابرت راسن" در سال 1956 و "سلیمان و ملکه سبا" به کارگردانی کینگ ویدور در سال 1959 به هالیوود فراخوانده شد مورد تحسین واقع نشد.
ماریو ناسچیمبنه در طول زندگی حرفه ای خود سه جایزه بهترین موسیقی فیلم  Nastro d'Argento"" را برای فیلم های "رم ساعت 11" (1952)، "تابستان خشن"(1960) و فیلم Pronto...c'è una certa Giuliana per te""(1990) دریافت نمود. او همچنین برای فیلم "دلفین های آبی" در سال 1990 نامزد دریافت جایزه David di Donatello شد هرچند موفق به کسب جایزه نشد. او در سال 1991 برای دستاوردهای یک عمر فعالیت در موسیقی فیلم مفتخر به دریافت جایزه David di Donatello گردید.

برخی از موسیقی فیلم های برگزیده او عبارتند از:

شب شمارش سالها
اتاق طبقه بالا
یک میلیون سال قبل از میلاد
وایکینگ ها
آمریکایی آرام
بوی راز
تابستان خشن
L'amore in città
رم ساعت 11
هنگامی که دایناسورها بر زمین حکومت می کردند
کنتس پابرهنه
اسکندر بزرگ
وداع با اسلحه
پسران و معشوقه ها
باراباس
تابستان هند
به اعتقاد من موسیقی فیلم باراباس یکی از ماندگارترین موسیقی هایی است که ماریو ناسچیمبنه ساخته و  به همین خاطر بخشی از موسیقی به یادماندنی فیلم "باراباس"  با بازی درخشان "آنتونی کویین"را در این پست قرار داده ام تا دانلود کنید و لذت ببرید.

باراباس (تیتراژ ابتدایی)

باراباس(مرگ باراباس)

+ نوشته شده توسط زیبا در چهارشنبه پنجم اسفند 1388 و ساعت 17:16 |


Powered By
BLOGFA.COM